تبليغاتX
بشنو از اين خموش
-

 

 

 

 

یادم باشه این روزها رو یک گوشه ای بنویسم.

 

این روزهای بهارهای پی در پی... این روزهای پر از لحظه های تولد...

 

یادم باشه هر شب موقع خواب دعای ((حول حالنا...)) رو بخونم.

 

برای خودم...برای تو...

 

و یادم باشه به خلوت این روزها اعتراضی نکنم.

 

انسان در خلوت است که زاده می شود...

 

در تنهایی است که متولد می شود...

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 14:7  توسط ساره  | 

 

 آمد،دقيقه‌ای ماند و رفت...

خانه تا بار ديگر آمدنش ديوانه خواهد ماند.

طفلی قلبم...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 20:13  توسط ساره  | 

 

شب هرقدر تاريک

دستانم هرقدر سرد

خانه هرقدر خالی...

خيالی نيست!

 گاهِ آمدنت روز است و گرم است و سرشار

در آستانه ايستاده‌ام به انتظار،بازآی...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم تیر 1385ساعت 22:19  توسط ساره  | 

 

و پروردگار يک دوره سه ماهه آمادگی دوزخ در زمين برپا نمود

باشد که تابستان مشتی باشد نمونه خروار! 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 17:12  توسط ساره  |