تبليغاتX
بشنو از اين خموش
-

خيلی وقته که دارم فکر می کنم... که چی دارم اصلا اينجا می نويسم؟! اصلا چيزی برای گفتن دارم؟ بعضی وقتها فکر می کنم که فقط دارم می نويسم که اينجا باشه... نمی دونم شايد چون نبودنش حتی تصور يک لحظه نبودنش هم برام ناممکنه، ترسناکه... شايد هم يه روزی مثل خيلی ها گذاشتم رفتم... اما فعلا هستم... احساس می کنم اينجا معرف شخصيتمه، حتی بيشتر از اون: شناسنامه ام شده! آدم با شناسنامه اش چی کار می کنه؟ بهتره خوب نگهش داره چون صدور المثنی مصيبته!!!    

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم آبان 1386ساعت 7:45  توسط ساره  |